Back to home
گنجینه حکایت بازرگان و پسران
Storytelling

گنجینه حکایت بازرگان و پسران

hossein hajatihossein hajati
0 likes0 plays3:24
Learn to sing thisKaraoke with live pitch — get a score on every lineSing →

PRO & Creator Features

Unlock advanced AI features with Pro (Audio2Audio, Photo Covers, LoRA) or Creator (Voice Clone, Variations, Edit Sections, Stem Separation).

Audio2Audio Remix

Pro & Creator

Voice Clone

Creator

Create Variations

Creator only

Edit Sections

Creator only

Stem Separation

Creator only

Lyrics

▶ Play this song to follow along.

(آه...)

به نام آن که جان را روشنی داد

بازرگانی بود با ثروت و شأن

سه پسر داشت، هر سه مانند مهتاب

رفت بر سفر، داد پند و سخن

«مرگ من نزدیک، بشنوید اینک»

ای پسران، دل به دنیا مبندید

(Morgena، morgena)

کار نیک و راستی را برگزینید

گرچه مال و گنج باد آورده است

پسر بزرگ گفت: «من داناترم»

پسر دوم گفت: «من زیرک و چابک»

پسر سوم گفت: «من راستگویم»

پدر گفت: «راستی، بهترین سرمایه»

ای پسران، دل به دنیا مبندید

(Rasti، rasti)

کار نیک و راستی را برگزینید

گرچه مال و گنج باد آورده است

چون پدر بمرد، هر یک رفتند

راه های خویش، دور از هم گرفتند

در جهان، هر که راست گفت و درست زیست

یافت آن گنجی که جاویدان است

ای پسران، دل به دنیا مبندید

(راستی، راستی)

کار نیک و راستی را برگزینید

گرچه مال و گنج باد آورده است

صادقی، این حکایت راستین است

(آه...)

(راستی راستین است...)

(آه... آه...)

Comments(0)

Sign in to join the conversation.

No comments yet. Be the first to comment!