Back to home
Neon Pulse
Pop

Neon Pulse

Ali BagheriAli Bagheri
0 likes1 plays4:34
Style: pop, synth, drums, guitar, 120 bpm, upbeat, catchy, vibrant, polished vocals
Learn to sing thisKaraoke with live pitch — get a score on every lineSing →

PRO & Creator Features

Unlock advanced AI features with Pro (Audio2Audio, Photo Covers, LoRA) or Creator (Voice Clone, Variations, Edit Sections, Stem Separation).

Audio2Audio Remix

Pro & Creator

Voice Clone

Creator

Create Variations

Creator only

Edit Sections

Creator only

Stem Separation

Creator only

Lyrics

▶ Play this song to follow along.

[Intro]

یادِش بِه‌خِیر...

یِک روزی با تَمامِ وُجود،

جُمْلِه‌یِ «با با نان داد» را حِس می‌کَردیم...

آن روزها نان بود،

وَ با با نان می‌داد...

اَمّا زَمان گُذَشت و روزِگار چَرخید،

تا رِسیدیم به اینجا

که دیگَر...

«بابا نان نَداد»...

[Verse 1]

اِمروز، رویِ هَمان تَختِه‌یِ سیاهِ مَدرِسِه،

با گَچی که تَه کِشیده و لَرزان اَست،

کودَکی نِوِشت:

«بابا نان نَداد»...

دیگَر بویِ نانِ تازه اَز کوچه نِمی‌آیَد،

دیگَر شانِه‌هایِ بابا پَناهِ باد نیست،

بابا نِگاه می‌کُنَد بِه دَست‌هایِ خالی‌اَش،

بِه کیسه‌هایِ تُهی،

بِه آرزوهایی که پَرپَر شُده‌اَند...

وَ بُغض می‌کُنَد...

[Verse 2]

پِدَری که سال‌ها کوه بود،

حالا زیرِ بارِ نِگاهِ حَسرَت‌بارِ فَرزَند،

آرام‌آرام آب می‌شَوَد...

دارو پُشتِ شیشه‌یِ داروخانه می‌مانَد،

کَفشِ کودک اَز پاهایَش کوچِک‌تَر می‌شَوَد،

مادَر قیمَت‌ها را می‌پُرسَد

وَ بی‌آن‌که چیزی بِخَرَد،

بَرمِی‌گَردَد...

اینجا مَحرومی یَت،

سایه اَنداختِه رویِ دیوارها،

وَ رُیاها پیش اَز شِکُفتَن،

دَر گَلویِ زِندگی، خَفه می‌شَوَند...

[Pre]

چِقَدر باید اَز خودِت کَم کُنی،

تا خانه‌اَت سَرِ پا بِمانَد؟

چِقَدر باید اَز آرزوها گُذَشت،

تا سُفره هَر روز کوچک‌تَر نَشَوَد؟

تا کِی باید مَشقِ دَرد کَرد؟

تا کِی باید اَز حَسرَت نِوِشت؟

تا کِی باید زِنده ماند،

وَقتی سَهمی اَز زِندگی نیست؟

[Chorus]

پَس سَهمِ این هَمه دَویدَن چه شُد؟

چِرا زِندگی،

بَرایِ این هَمه آدم،

بِه زِنده ماندَن خُلاصه شُد؟

چِرا بَرایِ یِک زِندگیِ ساده،

باید این‌هَمه جَنگید؟

چِرا بَرایِ نان،

بَرایِ دَرمان،

بَرایِ یِک لَبخَند،

باید اَز آرزوها گُذَشت؟

[Bridge]

نَه خانه‌ای اَز طَلا می‌خواستیم،

نَه زِندگیِ اَفسانه‌ای...

فَقَط کَمی آسودِگی،

کَمی اِطمینان،

کَمی آرامِش، بَرایِ فَردا،

کَمی زِندگی...

بیشتَر اَز این روزهایِ نِگَران...

حَسرَت،

طَعمِ تَلخِ چایِ سَردِ سَرِ سُفره اَست،

وَ اِعتِراض،

فَریادیست دَر گَلویِ خَسته،

که دَر کوچه‌هایِ بُن‌بَستِ بی‌عِدالَتی،

گُم می‌شَوَد...

[Chorus]

«بابا نان نَداد»...

وَ این دَردِ یِک پِدَر نیست،

دَردِ خانه‌هایی‌ست

که هَر روز،

اَز زِندگی‌شان چیزی کَم می‌شَوَد...

زِندگی شُده فَقَط زِنده ماندَن،

سَهمِ آدم‌ها اَز این دُنیا،

حَسرَت اَست...و

حَسرَت اَست...و

حَسرَت...

«بابا نان نَداد»...

بِشنَو صِدایِ بُغضِ این خانه را،

این قِصّه‌یِ یِک تَختِه‌یِ سیاه نیست،

این قِصّه‌یِ روزِگارِ ماست...

[Outro]

یادَش بِه‌خِیر...

روزی «بابا نان می‌داد»...

وَ هیچ کودَکی،

اَز گُفتَنِ آرِزوهایَش

پَروایی نَداشت...

اَمّا اِمروز...

کودَکی رویِ تَختِه می‌نِویسَد:

«بابا نان نَداد»...

Comments(0)

Sign in to join the conversation.

No comments yet. Be the first to comment!