Back to home
Shadows of Tehran
Ballad

Shadows of Tehran

Pouya MPouya M
0 likes1 plays0:10
Style: sad Persian pop ballad, deep male vocals, low-pitched raspy voice, emotional heartfelt singing, melancholic cinematic melody, slow tempo, piano, soft strings, subtle acoustic guitar, powerful emotional chorus, intimate verses, natural Persian pronunciation, no rap, no electronic dance beat, male vocal, soft vocals, sad
Learn to sing thisKaraoke with live pitch — get a score on every lineSing →

PRO & Creator Features

Unlock advanced AI features with Pro (Audio2Audio, Photo Covers, LoRA) or Creator (Voice Clone, Variations, Edit Sections, Stem Separation).

Audio2Audio Remix

Pro & Creator

Voice Clone

Creator

Create Variations

Creator only

Edit Sections

Creator only

Stem Separation

Creator only

Lyrics

▶ Play this song to follow along.

[Intro]

یه عمر گفتن می‌رسیم، ولی مسیر تموم نشد...

جوونیمون دود شد و سهممون ازش جز غم نشد...

مامان می‌گه: «درست می‌شه»؛ به چشم‌هاش خیره‌ام...

اون امیدش به منه، من از خودمم دلگیرم...

[Verse 1]

جیبم خالی، سرم شلوغ، شبم بیدار، دلم خونه

سهم من از این زمونه، فکر فردا، بغض پنهونه

خنده‌هامون قرضیه، شادی‌هامون موقتی

ما بزرگ شدیم توی ترس، نه توی امنیت و راحتی

بابا با دستای پینه‌بسته برمی‌گشت از کار

من می‌فهمیدم چقدر سخته، ولی نمی‌گفتم یه بار

که دلم یه دوچرخه می‌خواست، یه کفش نو، یه آرزو

اون می‌گفت: «باشه پسرم»، من می‌فهمیدم توی گلوش بغض و غم رو

حالا بزرگم، ولی هنوزم توی همون کوچه گیرم

با یه دنیا حرف ناگفته، با یه لبخند اسیرم

هرکی می‌پرسه «چه خبر؟» می‌گم: «همه‌چی روبه‌راهه»

هیچ‌کس نمی‌پرسه چرا چشم من همیشه سیاهه

من از اون نسل خسته‌ام که زود پیر شد، جوون موند

آرزوهاش پشت در، عمرش توی صف حروم شد

ما نخواستیم آسمون رو با دستامون پایین بیاریم

فقط می‌خواستیم وقتی می‌خوابیم، غصه‌ی فردا رو نداشته باشیم

[Chorus]

من شرمنده‌اَم... از این دستای خالی

از این شب‌های بی‌پایون، از این فردای خیالی

من شرمنده‌اَم... از چشمای منتظر

از اون سفره‌های ساده، از غم‌های پشت در

کاش می‌شد یه شب بخوابم، بی‌خیال قرض و درد

کاش یه بارم زندگی، با ما سرِ سازش می‌کرد

من هنوزم همونم، فقط خسته‌تر از قبل

یه دنیا حرف توی سینه، یه دل شکسته، یه مشت غم...

[Verse 2]

پول نباشه، حرفت انگار توی جمع شنیده نیست

دردتو می‌گی به دنیا، می‌گه: «مشکل من که نیست»

اینجا بعضی‌ها به قیمت، آدمارو وزن می‌کنن

با جیب خالی، حتی رؤیاهاتو کم می‌کنن

رفیقِ روزای خوب، وقت سختی غیب می‌شه

بعضی لبخندا فقط تا وقتی پول هست، نصیب می‌شه

من فهمیدم کی کنارمه، کی فقط کنار سود

کی رفیق روزگارمه، کی رفیق روزای خوب

فقر فقط نداشتن پول و نون روی سفره نیست

اون نگاهیه که می‌گه: «پسرم، چیزی نمی‌خوای؟» و جوابش «نیست»

نیست اون پولی که بگم: «برو، هرچی می‌خوای بخر»

نیست اون قدرت که یه بار از دوشتون بردارم خطر

من توی آینه با خودم هر شب حساب پس می‌دم

از تمام فرصتایی که نداشتم، باز کم میارم، می‌دونم

من به خودم بدهکارم، به جوونیم، به امیدم

به همون بچه‌ای که می‌گفت: «یه روزی می‌رسیم»

حالا هر چی می‌دوم، انگار زمین عقب می‌ره

هر چی می‌سازم، یه غم از زیرش سر بلند می‌کنه

من نمی‌ترسم از شکست، از تکرار شکست می‌ترسم

از این‌که یه روز تموم شم، قبل این‌که زندگی کنم...

[Chorus]

من شرمنده‌اَم... از این دستای خالی

از این شب‌های بی‌پایون، از این فردای خیالی

من شرمنده‌اَم... از چشمای منتظر

از اون سفره‌های ساده، از غم‌های پشت در

کاش می‌شد یه شب بخوابم، بی‌خیال قرض و درد

کاش یه بارم زندگی، با ما سرِ سازش می‌کرد

من هنوزم همونم، فقط خسته‌تر از قبل

یه دنیا حرف توی سینه، یه دل شکسته، یه مشت غم...

[Verse 3]

مامان، یادت هست می‌گفتی: «تو یه روزی می‌درخشی»؟

من هنوزم دنبال اون روزم، توی این تاریکی

تو به من ایمان داشتی، وقتی من از خودم بریدم

وقتی از بس کم آوردم، حتی با خودمم نجنگیدم

چند بار پشت تلفن گفتم: «همه‌چی خوبه مادر»

بعدش گوشی رو گذاشتم، اشک افتاد روی دفتر

تو نفهمیدی چرا صدام اون شب گرفته بود

من نفهمیدم چطور قلبت از غصه شکسته بود

بابا، اون دستای خسته‌ت هنوز جلوی چشمامه

هر خط روی دستات، یه فصل از زندگی‌نامه‌مه

کاش می‌شد خستگی رو از تنت بیرون بریزم

کاش می‌شد به جای تو، بار این روزا رو بکشم

من یه خونه می‌خوام، نه برای فخر و نمایش

برای شام دور هم، برای خنده، برای آرامش

یه روز بی‌حساب‌وکتاب، بی‌نگرانی، بی‌قرض

یه روز که هیچ‌کس نخوابه با صدای گریه و بغض

آرزوهام لا‌به‌لای سال‌ها خاک خوردن

بعضی‌هاشون قبل رسیدن، خودشون از یاد رفتن

ولی هنوز یه نور کوچیک ته این سینه باقیه

[Intro]

یه عمر گفتن می‌رسیم، ولی مسیر تموم نشد...

جوونیمون دود شد و سهممون ازش جز غم نشد...

مامان می‌گه: «درست می‌شه»؛ به چ

Comments(0)

Sign in to join the conversation.

No comments yet. Be the first to comment!