
رودخانهٔ نجات
PRO & Creator Features
Unlock advanced AI features with Pro (Audio2Audio, Voice Clone, Photo Covers, LoRA) or Creator (Variations, Edit Sections, Stem Separation).
Audio2Audio Remix
Pro & Creator
Voice Clone
Pro & Creator
Create Variations
Creator only
Edit Sections
Creator only
Stem Separation
Creator only
Lyrics
▶ Play this song to follow along.
سبک: پاپ احساسی و حماسی | مناسب برای آهنگسازی با هوش مصنوعی
من از خودم، از زندگی، از آدما بریده بودم
تو عمق تاریکیِ خودم، به آخر خط رسیده بودم
نه شوق فردا توی قلبم، نه نوری توی چشمام
انگار تموم دنیا گم شده بود از توی دستام
با درد و دود و خاطره، شبهامو صبح میکردم
با هر طلوعِ بیرمق، از زندگی فرار میکردم
با خونواده درگیر و با دنیا قهر کرده
قلبم توی زندونِ غم، هر روز و شب پژمرده
چند بار خواستم برگردم، چند بار از نو شکستم
هر بار با دستای خالی، به بنبست خودم نشستم
میگفتن این راه آخره، برگشتی دیگه در کار نیست
توی تموم باورم، جز ناامیدی چیزی نیست
ولی یه روز از پشتِ این دیوارهای سرد و سنگین
یه روزنه پیدا شد، وسط این شبِ غمگین
فهمیدم این پایان نیست، هنوز راهی مونده باقی
شاید بشه دوباره رفت، از عمق شب به سمت آفاق
[Chorus]
من از دلِ تاریکی، به سمت نور برگشتم
از عمقِ این ویرونی، دوباره جون گرفتم
کنگره شصت، راهِ منو به روشنایی وا کرد
دستای منو گرفت و قلبمو با عشق بیدار کرد
من رودِ خروشانم، من چشمهٔ جوشانم
با عشق و ایمان، رو به فردا میمونم
دیگه اسیر دیروز و زخمِ روزگار نیستم
من زندهام، من مسافرم، من در مسیر رهاییام
گفتن که با تفکر، ساختارها بنا میشن
با حرکت، راهها از دلِ بنبست وا میشن
فهمیدم این مسیر، فقط حرف و آرزو نیست
بدونِ خواستن و رفتن، دری به سوی فردا نیست
یاد گرفتم قضاوت، آتیشی توی دلهاست
منیت اگه ریشه بدونه، سدِ راهِ فرداهاست
جهانبینی رو آموختم، نگاه من عوض شد
دنیای سرد و تیرهم، با نورِ فهم روشن شد
نه با کسی سرِ جنگم، نه از کسی طلبکارم
من تا وقتی در سفرم، هنوز کلی راه دارم
تو اون مسیر پرپیچوخم، یه دست به سمتم اومد
یه مرد با قلبی روشن، کنارِ خستگیهام اومد
آقا وحید، راهنمای من، تو روزهای بیپناهی
کنار من قدم زدی، تا برسم به روشنایی
تو یادم دادی میشه از نو، دوباره سبز و زنده شد
از زیر بارِ درد و غم، بلند شد و آینده شد
تو راه رو نشونم دادی، ولی قدم زدن با من بود
چراغی که به دستم دادی، روشنترین روشن بود
اگه امروز سرپام و چشمم به فردا روشنه
اگه دوباره زندگی توی رگهام جاری میشه
یادم نمیره اون روزا، اون دستهای مهربون
که باورم کردن وقتی، ناامید بودم از جهان
[Chorus]
من از دلِ تاریکی، به سمت نور برگشتم
از عمقِ این ویرونی، دوباره جون گرفتم
کنگره شصت، راهِ منو به روشنایی وا کرد
دستای منو گرفت و قلبمو با عشق بیدار کرد
من رودِ خروشانم، من چشمهٔ جوشانم
با عشق و ایمان، رو به فردا میمونم
دیگه اسیر دیروز و زخمِ روزگار نیستم
من زندهام، من مسافرم، من در مسیر رهاییام
من همون آدمِ دیروزم، ولی دیگه اون آدم نیستم
با زخمهای کهنهم، دیگه از فردا نمیترسم
راهِ رهایی آسون نبود، اما من از پا ننشستم
با هر قدم، با هر نفس، دوباره خودمو شناختم
نه معجزه، نه راهِ میانبُر، نه وعدههای توخالی
با آموزش و عشق و ایمان، رسیدم به این رهایی
از دلِ شب به صبح رسیدم، از ناامیدی به باور
من زندهام برای زندگی، برای ساختنِ فردا بهتر
اگه یه روز توی تاریکی، صدای قلبت رو گم کردی
اگه از این دنیا بریدی، اگه با خودت درگیری
بدون هنوز یه راه هست، یه پنجره رو به نور
شاید شروعِ قصهت باشه، همین قدم، همین عبور
من از دلِ تاریکی، دوباره متولد شدم
با کنگره شصت، به زندگی امیدوار شدم
من یک مسافرم، هنوز در مسیرِ پروازم
به عشقِ روزهای روشن، به زندگی مینازم