
Birthday Candle for You
PRO & Creator Features
Unlock advanced AI features with Pro (Audio2Audio, Voice Clone, Photo Covers, LoRA) or Creator (Variations, Edit Sections, Stem Separation).
Audio2Audio Remix
Pro & Creator
Voice Clone
Pro & Creator
Create Variations
Creator only
Edit Sections
Creator only
Stem Separation
Creator only
Lyrics
▶ Play this song to follow along.
امشب دوباره نام تو را آوردهام، برادر
با بغضی از جنس غروب و خاطرات
تقویم میگوید که روز تولدت است
اما چه خالی مانده جای خندههات...
هنوز عطر کودکی در باغ میپیچد
هنوز آن آلوچه، سایهبان ماست
هنوز در گوشم صدای خندههایت هست
هنوز این خانه، چشمانتظار صدای پاست...
به یاد آر، ای برادر، روزهای دورمان را
زمینهای کوچک و رؤیاهای بیشمارمان را
یکی فوتبال، یکی والیبال، یکی بسکتبال
چه دنیایی بنا کردیم، میان باغ و خیال
من و تو، دو همسفر در کوچههای کودکی
تو با آن خندههای روشن و شور زندگی
از شاخههای آلوچه، خانهای تا آسمان
ساختیم و خواب دیدیم، ساده و بیپایان
چه زود آن روزها از دست ما پرواز کردند
چه زود بازیهایمان در خاطره آواز کردند
تو رفتی و هنوز آن باغ، قصهگوی ماست
درخت آلوچه مانده، جای خندههای تو کجاست؟
تو خوشقامت، تو خوشخنده، پر از شور جوانی
دلیر میدان ورزش، مهربان در زندگانی
چه کسی باور کند از آن همه شور و توان
هجده بهار گذشت و ماندی در دل و جان؟
عباس جان، ای جانِ جانم، تولدت مبارک
ای رفته از کنارم، در قلب من مبارک
هجده بهار از تو گذشت و من هنوز
در کوچههای خاطره میجویمت هر روز
عباس جان، برادر جان، کجایی؟
در این شبهای دلتنگی، کجایی؟
تو رفتهای، ولی نرفتهای ز یادم
من ماندهام با کودکیهایی که با تو جا گذاشتم...
من برادر بزرگتر، تو رفیق روزگارم
چه رازها که داشتم، چه خندهها که یادگارم
کنار تو دوباره کودکانه میدویدم
در اوج سادگی، جهان را زیبا میدیدم
تو اهل خانواده، اهل مهر و مهربانی
در چشم خویش پنهان نداشتی غم دیگرانی
چه ساده بودی و چه عزیز، چه بیریا
چه زود خاموش شد آن خندههای آشنا...
عباس جان، ای جانِ جانم، تولدت مبارک
ای رفته از کنارم، در قلب من مبارک
هجده بهار از تو گذشت و من هنوز
در کوچههای خاطره میجویمت هر روز
عباس جان، برادر جان، کجایی؟
در این شبهای دلتنگی، کجایی؟
تو رفتهای، ولی نرفتهای ز یادم
من ماندهام با کودکیهایی که با تو جا گذاشتم...
کاش امشب از در باغ، دوباره بازآیی
با خندهای که میشناسم، از راه برسایی
بنشین کنار من، همانجا زیر آلوچه
بگو هنوز به یاد داری آن روزهای کوچه...
نه میخواهم از آسمان نشانیات بپرسم
نه میخواهم با گریه، نام تو را بنویسم
فقط دلم میخواهد، یک بار دیگر
برادر باشی و من، همان برادر...
تولدت مبارک، ای عزیزِ رفته از دست
چراغ خاطراتت در دل ما روشن است
اگرچه دست من به دست تو نمیرسد
صدای قلب من به نام تو میتپد
عباس جان...
برادر جان...
من تو راه، چشم در راهم، شباهنگام
هنوز از دوریات بیدارم، آرامآرام
من تو راه، چشم در راهم، شباهنگام...
شاید از کوچه برگردی، با همان خنده، همان لبخند...
تولدت مبارک، عباس...