Back to home
The Weight of Yesterday
Acoustic

The Weight of Yesterday

Shayan SanjariShayan Sanjari
0 likes1 plays4:14
Style: folk, acoustic guitar, vocals, harmonica, 95 bpm, storytelling, authentic, warm, Heavy bass, sad, romantic, nostalgic
Learn to sing thisKaraoke with live pitch — get a score on every lineSing →

PRO & Creator Features

Unlock advanced AI features with Pro (Audio2Audio, Voice Clone, Photo Covers, LoRA) or Creator (Variations, Edit Sections, Stem Separation).

Audio2Audio Remix

Pro & Creator

Voice Clone

Pro & Creator

Create Variations

Creator only

Edit Sections

Creator only

Stem Separation

Creator only

Lyrics

▶ Play this song to follow along.

ای داد از این شب، ای داد از این حال

رضا شاه‌توتی، افتاده باز تو جنجال

با خنده اومد، با خنده بنشست

غافل که امشب، بخت از دلش رَست!

[بند اول]

رضا رفت کافه، با چند تا رفیق

دلش شاد و خندون، لبش گرم و رقیق

گفت: قلیون بیارین، با طعم شاه‌توت

بستنی هم کنارش، که باشه عطرش خوب

قلیون که اومد، نشست با غرور

پک می‌زد و می‌خندید، توی جمع و شور

می‌گفت امشب انگار، دلم شاده شاده

خبر نداشت که شب، چه خوابی برش دیده!

[Chorus]

رضا شاه‌توتی، ای شاه‌توتی

چه کردی با خودت، ای رفیق لوتی؟

رضا شاه‌توتی، کجایی امشب؟

چرا تلخ شد قصه، چرا سرد شد لب؟

رضا شاه‌توتی، گل مجلس بودی

تو جمع رفیقات، چراغ شب بودی

حالا چه شد امشب، که افتادی از پا؟

خبر کن رفیقاتو، نمان تنها!

[بند دوم]

قلیون که تموم شد، رضا پا شد از جا

راهی شدن رفقا، به سمت شام و غذا

ولی سرفه افتاد، به جون رضا

نفس تنگ و سنگین، دلش پر ز بلا

رفیقا جلو رفتن، رضا موند عقب

کسی خبر نداشت از اون حال عجب

یواشکی جدا شد، ز جمع رفیقاش

که آب بگیره شاید، آروم شه سرفه‌هاش

[Chorus]

رضا شاه‌توتی، ای شاه‌توتی

چه کردی با خودت، ای رفیق لوتی؟

رضا شاه‌توتی، کجایی امشب؟

چرا تلخ شد قصه، چرا سرد شد لب؟

[بند سوم]

به سمت سوپر می‌رفت، پریشون و خسته

دلش آشوب و حالش، به سختی شکسته

یه‌دفعه دلش پیچید، حالش دگرگون شد

همون‌جا حال بدش، بدتر و افزون شد

بالا آورد و بعد، افتاد روی زمین

نه رمقی به پاش، نه رنگی به جبین

دراز کشید و موند، توی اون شب سیاه

بی‌خبر ازش رفیق، بی‌خبر از نگاه

نه شام و رستورون، نه خنده، نه صفا

رضا مونده بود تنها، توی دل ماجرا

ای وای از اون شبی که، این قصه پا گرفت

رضا شاه‌توتی، زمین رو در بغل گرفت!

[پایان؛ آرام و سوزناک]

رضا شاه‌توتی، ای شاه‌توتی

کاشکی که امشب، نمی‌کردی لوتی!

از کافه تا سوپر، چه قصه‌ها شد

یه شب پر از خنده، چه بی‌صدا شد...

Comments(0)

Sign in to join the conversation.

No comments yet. Be the first to comment!