
مهدی جان، خانه بیتو ساکت است
PRO & Creator Features
Unlock advanced AI features with Pro (Audio2Audio, Voice Clone, Photo Covers, LoRA) or Creator (Variations, Edit Sections, Stem Separation).
Audio2Audio Remix
Pro & Creator
Voice Clone
Pro & Creator
Create Variations
Creator only
Edit Sections
Creator only
Stem Separation
Creator only
Lyrics
▶ Play this song to follow along.
نوشتن
دکلمهٔ آغازین — با صدای پدر مهدی
مهدی جانم…
پسرم، کجایی که ببینی بعد از تو چه بر سر خانهمان آمده؟
از وقتی رفتی، دیگر این خانه، خانهٔ سابق نشد…
مادرت هر روز چشمانتظار توست.
گاهی آرام نامت را صدا میزند، گاهی بیقرار میشود و اشکهایش را پنهان میکند…
اما من میدانم که هیچ اشکی، داغ فرزند را سبک نمیکند.
مریم و میترا، خواهرانت، هنوز با خاطرات تو زندگی میکنند.
دلتنگ صدایت هستند، دلتنگ خندههایت، دلتنگ روزهایی که خیال میکردند همیشه کنارشان خواهی ماند…
و ملودی جان، دختر نازنینت…
نمیدانم چگونه باید برایش از نبودن تو بگویم.
چگونه بگویم پدرش دیگر از در وارد نمیشود؟
چگونه دلتنگی کودکی را آرام کنم که دلش آغوش پدرش را میخواهد؟
مهدی جان…
من پدرتم…
و هیچچیز در این دنیا سختتر از آن نیست که پدر باشی و نتوانی فرزندت را دوباره در آغوش بگیری…
بند اول
مهدی جان، خانه بیتو ساکت و سرد است
جای خالی تو هر شب دردِ درد است
مادرت با اشک و آهت خو گرفته
چشم او تا صبح به راهت دوخته
هنوز انگار صدایت توی خانهست
هنوز عطر حضورت با بهانهست
پسرم، از وقتی رفتی، پیر گشتم
در غم دوری تو زمینگیر گشتم
[Chorus]
مهدی جانم، نور چشمان پدر
رفتهای و مانده قلبم دربهدر
مهدی جانم، ای تمام آرزو
خانه بیتو مانده با بغض و غروب
کاش میشد یک نفس برگردی باز
تا بگیرم دستهایت را دوباره باز
من پدر هستم، ولی بیتو شکستم
با غم دوری تو از دنیا گسستم
بند دوم — از زبان پدر، برای مادر مهدی
مادرت هر شب تو را در خواب بیند
صبح که بیدار شود، اشکش ببارد
مینشیند خیره بر جای تو، پسر
میزند آهی ز داغت تا سحر
دستهایش مانده در حسرت دوباره
بوسهای بر پیشانیات، ای ستاره
بیقراری میکند، نامت بخواند
کی دل مادر بدون تو بماند؟
بند سوم — مریم و میترا
مریم و میترا، خواهرهای داغدار
ماندهاند با خاطراتت بیقرار
هر کدام از گوشهای آهی کشیده
از نبودت رنگ شادی را ندیده
کاش دوباره دور هم میآمدیم
قصههای خندهات را میشنیدیم
کاش میشد یک شب از راهت برسی
خواهرانت را بگیری در آغوش، بیکسی
بند چهارم — برای ملودی
ملودی جان، گل زیبای بابا
مانده چشمانتظار رویای بابا
دخترم، دلتنگیات را میفهمم
اشکهایت را به جان و دل میخرم
کاش پدرت بود و موهایت نوازش میکرد
با صدای خویش شبها تو را آرام میکرد
نام بابا که میآید، دل بلرزد
جای خالیاش به قلبت آتش افروزد
ملودی جان، اگرچه دور از توست
عشق بابا تا همیشه در دل توست
نام او را با محبت یاد کن
با خاطراتش قلب خود را شاد کن
پایان — دکلمهٔ پدر، آرام و بغضآلود
مهدی جانم…
من هنوز پدرتم…
مادرت هنوز چشمبهراه توست…
مریم و میترا هنوز دلتنگ برادرشان هستند…
و ملودی هنوز به عشق پدرش نفس میکشد…
پسرم، فاصلهٔ ما دیگر با قدمها طی نمیشود…
اما تو از قلب ما دور نشدهای.
اگر صدایم به تو میرسد، بدان که خانه هنوز منتظر توست…
و پدرت، با تمام دلتنگیهای دنیا، هنوز تو را صدا میزند…
مهدی جان…
پسرم…
کاش فقط یک بار دیگر میتوانستم بگویم:
بیا خانه، بابا… همه دلتنگت هستند.